حميد رضا
بهارمستيان

بيست و اندي سال از آرميدنت در قطعه بيست و هشت بهشت زهرا
مي گذرد. قطعه اي كه به غير از تو كبوتران ديگري همچون مهرداد
رحيمي و اسدالله بهرامي را در خود جاي داده است.
تو را از خاطره سفر به مشهد مقدس در سال ۶۰ به ياد مي آورم .
سفري كه به همراه جمعي از همكلاسي هاي مقطع راهنمايي به زيارت
امام رضا (ع) رفته بوديم .
در مسير برگشت بود كه يكي از مربيان امور تربيتي خبر از ملاقات
حضوري تو با وجود مقدس امام زمان داد و مژده ايشان را مبني بر
شهادت قريب الوقوع تو اعلام نمود.
و تو كمتر از يكسال بعد، ديگر در ميان ما نبودي.
اي خوب خوب
سالها از رفتنت مي گذرد و ما آنقدر از امثال شما عقب افتاده ايم كه
باران الهي هم بعيد مي دانم وجود ناپاك ما را تطهير نمايد. راستش
بعضي اوقات از اوج رذالتهايي كه در وجود خويش مي بينم شك
مي كنم كه شايد آتش الهي هم اين وجود ناپاك را تطهير ننمايد.
جسم مطهر تو را نيازي به تطهير نيست ولي صد البته كه تن
خاكي ما را بايد سالها به آب بخشش شست .
اي پاك پاك
چه نام و نشان نكويي داشتي و الحق كه به عظمت خون ريخته
شده ات بهارمستان شده اي .
غبطه اي است بزرگ بر دلم كه تو آن شدي و من اين.










